رضا قليخان هدايت
903
مجمع الفصحاء ( فارسي )
249 سپهرى بخارايى از افاضل شعراى زمان سامانيه و ديالمه بوده با ابو المؤيد بلخى و ابو المثل بخارايى معاشرت نموده گويند زمان رودكى را دريافته ازوست . شاخهاى مورد بررفته ببين و برگهاش * برشكسته حلقه اندر حلقه چون زلفين يار بوستان افروز تابان در ميان بوستان * همچو خونآلوده در هيجا سنان شهريار 250 سديد الدّين اعور كرماج از اماجد شعراست و با اثير الدّين خسيكتى معاصر و مهاجات فى ما بين ايشان روى داده است از جمله اين رباعى را اثير به جهت وى فرموده است . قلب تو ز نور معرفت عور چراست * بينى تو بر روى تو چون گور چراست ابليس اگر نيستى اى مردك زشت * پس راست بگو چشم چپت كور چراست جواب گفتى تو مرا كور و همه خلق شنيد * گفت تو چه حاجتست چون هست پديد چشم دگر ار كور بدى شايستى * تا روى تو زن جلب نبايستى ديد و له گويند كه بردميد از گل خارش * جرميست كه مىنهند بر گلزارش چون صورت او هميشه در چشم منست * عكس مژهء من است بر رخسارش